محمد مهدى ملايرى

258

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

گفته ابو هلال عسكرى از اين گفته‌هاى ستايش‌آميز كه همگى اعجاب ناقدان ادب و مؤلفان قديم عربى را نسبت به عبد الحميد مىرسانند نمىتوان جز كلياتى دربارهء مقام عالى عبد الحميد در بلاغت عربى به دست آورد . ولى از گفته‌اى از ابو هلال عسكرى كه خود از ناقدان بنام شعر و نثر عربى است و گذشته از زبان عربى به احتمال قوى زبان فارسى را هم نيك مىدانسته « 1 » مىتوان دربارهء راز بلاغت عبد الحميد و پيشوايى او در فن ترسل عربى به نكاتى دست يافت كه از لحاظ بررسى در موضوع گفتگوى ما بسيار مفيد و راه‌گشا است . عسكرى در گفتگو دربارهء انتقال بلاغت از زبانى به زبان ديگر گويد :

--> - ( ابن سمكه ) ادب و حكمت آموخت . پدرش معروف به كله دبير ماكان كاكى بود و پس از كشته شدن او به اسارت به خراسان شد و در عهد پادشاهى نوح پسر صاحب ديوان رسائل او شد و به عميد معروف گرديد . پسرش ابو الفضل پس از پدر در خدمت ركن الدوله ( حسن ) درآمد و تا پايان عمر ( 360 ه . ق . ) در وزارت ديلمان بود . ابن عميد هم مانند عبد الحميد او نويسندگان طراز اول زبان عربى بود و در فن ترسّل يگانه روزگار خود به شمار مىرفت . ( 1 ) . ابو هلال نامش حسن و نام پدرش عبد الله بود و جد اعلايش مهران نام داشت و از خاندانهاى قديمى خوزستان بودند و ظاهرا اسلام اين خاندان از بعد از مهران شروع مىشود زيرا از او به بعد است كه اولاد وى به نامهاى عربى خوانده شده‌اند . ابو هلال از رجال قرن چهارم هجرى است و ياقوت نقل كرده كه در آخر يكى از كتابهايش به نام « كتاب الاوائل » اين عبارت را ديده : « از املاء اين كتاب در روز چهارشنبه دهم شعبان 395 فراغت يافتم » . چنين مىنمايد كه ابو هلال بيشتر در رى و اهواز و عسكر مىزيسته . ياقوت ابو سعيد ستمان حافظ را در رى ، و ابو الغنائم ابن حماد القمرى را در اهواز و ابو حكيم احمد بن اسماعيل ابن فضلان را در عسكر از راويان آثار او نوشته است . عسكر كه ابو هلال منسوب بدانجا است شهرى بود در خوزستان كه نام اصليش رستم گواذ ( رستم قباد - رستقباد ) بود و در فتوحات اسلامى ويران شد و هنگامى كه در زمان حجاج بن يوسف يكى از سرداران او به نام مكرّم براى جنگ با خرزاد بدين ناحيه آمد و در اين مكان اردو زد اينجا كم‌كم به نام عسكر مكرّم معروف شد . شهر قديم هم كه از نو آباد شد به همين نام معروف گرديد . خرزاد از سرداران ايرانى بود كه بر حجاج نافرمان شده و در دژى در ايذه كه به نام خود او خوانده مىشد پناه گرفته بود . بنگريد به معجم الادباء چاپ مرگوليوث جلد سوم صفحهء 135 به بعد به نقل لغتنامه دهخدا از آن در كلمه ابو هلال ، و همچنين بنگريد به معجم البلدان در كلمه عسكر .